یک پله تا خدا

آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي .
راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟
انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست !!!!!
تشنگی وجودم را بی تاب کرده ٬ خسته ام خسته .... وتو به من ميگويی الم يجدک يتيما فاوی و وجدک ضالا فهدی ... تو به من ميگويی من همان يتيم هستم همان که تنهاست چون يک درخت در ميان کوير ٬ تشنه و بی تاب ( ضال ) و تو که سراسر عشق بودی مرا به خاطر تجلی عشقت آفريدی ٬ همچون يک درخت در يک کوير . پس من که سايه توام بايد سايه رحمت م را برای وجود مسافر تنها و گمگشته خويش در اين کوير سوزان بگسترانم ... من تنها نيستم چون تو را در وجود خود دارم و تو باز به من ميگويی نه تنها با خود ٬ بلکه با همه مهربان باش ... يتيم و نيازمند را از خود دور مکن . ومن چون تو را در خود دارم احساس ميکنم می توانم سايه ام را بيش از پيش بگسترانم . من می توانم تنها نباشم چون مسافرانی بسيار در راهند ؛ تشنه و بی تاب به اميد يافتن سايه بانی در اين کوير سوزان زندگی ... وتو به من وعده دادی آنقدر به تو خواهم بخشيد تا راضی و خشنود گردی .... ولسوف يعطيک ربک فترضی
بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.
* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به
«فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.
* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.
* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!
* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.
* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.
* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.
* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.
* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.
* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.
* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.
* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.
* آنکه خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.
* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.
* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.
* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.
* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.
* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.
* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.
* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.
* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟
*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟
* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.
* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.
* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است
گشاده دست باش، جاری باش، کمک کن (مثل رود)
• باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)
• اگرکسی اشتباه کردآن رابه پوشان (مثل شب)
• وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)
• متواضع باش و کبر نداشته باش (مثل خاک)
• بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )
• اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه )
علت واقعی افتادن، یا ماندن در اوج، یا که چون برگی زرد، بر سر شاخه نابارورفکر و خیال، دادن تن به شکست،یا که پیروزی و فتح، علتش آب و هوا،اینکه کجا باشی نیست علت واقعی واقعه در قلب شماست عامل اصلی حادثه آن است، که در باورهاست...
زمان خيلي كند است براي كساني كه انتظار ميكشند. خيلي سريع براي كساني كه ميترسند. خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگيناند. خيلي كوتاه براي كساني كه شاداند. ولي براي كساني كه عاشقاند زمان جاودانگي دارد
لذتی که در فراغ هست در وصال نيست .....
چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ
|
باد می وزد … میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی، هم آسیاب بادی تصمیم با تو است .. . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زیباترین حکمت دوستی، به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوست داشتن بهترین شکل مالکیت و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خوب گوش کردن را یاد بگیریم… گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده، ممکن است آزاد باشد ولی راه به جائی نخواهد برد . . .. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زندگی کتابی است پر ماجرا، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مثل ساحل آرام باش، تا مثل دریا بی قرارت باشند ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست .... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بیا لبخند بزنیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به کم نور ترین ستاره ها قانع باش، که چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * فکر کردن به گذشته، مانند دویدن به دنبال باد است ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آدمی ساخته افکار خویش است، همان خواهد شد که به آن می اندیشد ..... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هیچ وقت به خدا نگو یه مشکل بزرگ دارم به مشکل بگو من یه خدای بزرگ دارم .... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن، شاید امید تنها دارائی او باشد ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان ازدنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده، حتی اگه بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت جبران را بده ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * از انسانها غمی به دل نگیر؛ زیرا خود نیزغمگین اند؛ با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند؛ پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش ... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چه خوب می شد اگر اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس و حقیقت را با واقعیت |
امشب دلي كشيدم شبيه نيمه سيبي .
كه به خاطر لرزش دستانم در زيرآواري از رنگها ناپديد ماند .
به جز حضور توهيچ چيز اين جهان بيكرانه را جدي نگرفتم.
حتي عـــــــــشــــــق را ...............
"روزی ممکن است در صحرا درخت بکارند و همان جا گوسفند بپرورند، اما هرگز نمی شود بر باد غلبه کرد."
کتاب کیمیاگر - اثر پائولو کوئلیو - ترجمه ی آرش حجازی
سؤال این است: صفت باد را داشتن بهتر است یا صفت صحرا را داشتن؟
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
روزگار غریبی است نازنین
و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
احمد شاملو
باز باران .....باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من .......اما............
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
التماس به خدا شجاعت است ، اگر برآورده شد رحمت است، اگر برآورده نشد حكمت است ، التماس به خلق ذلت است ، اگر برآورده شد منت است، اگر برآورده نشد خفت است.
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد که روز و روزگار خوش است
وتنها دل ما دل نیست
یادم باشد جواب کین را با کمتر از مهر و جواب
دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم
یادم باشد باید در برابر فریادها سکوت کنم
و برای سیاهی ها نور بپاشم
یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم
و از آسمان درسِ پـاک زیستن
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...
یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار
اشتباهات گذشتگان
یادم باشد زندگی را دوست دارم
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی
قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه ی دوره گردی که از سازش
عشق می بارد به اسرار عشق پی برد و زنده شد
یادم باشد معجزه قاصدکها را باور داشته باشم
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کس فقط به دست دل خودش باز می شود
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم
یادم باشد هیچگاه از راستی نترسم و نترسانم
یادم باشد از بچه ها میتوان خیلی چیزها آموخت
یادم باشد پاکی کودکیم را از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم تا بعدا با مشت برفرقم نکوبم
یادم باشد با کسی انقدر صمیمی نشوم شاید روزی دشمنم شود
یادم باشد با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد قلب کسی را نشکنم
یادم باشد زندگی ارزش غصه خوردن ندارد
یادم باشد پلهای پشت سرم را ویران نکنم
یادم باشد امید کسی را از او نگیرم شاید تنها چیزیست که دارد
یادم باشد که عشق کیمیای زندگیست
یادم باشد که ادمها همه ارزشمند اند و همه می توانند مهربان و دلسوز باشند
یادم باشد زنده ام و اشرف مخلوقات
بیایید همگی یادمان باشد و به هم یادآوری کنیم
دیگر اصلا دلم نمی خواهد باشم
می خواهم همه را دور بریزم ... هر آنچه از تو تهی است ... هر آنچه با تو تهی است...
نه ! شاید هم دلم تنگ شده باز هم برای تو و بیشتر برای خودم یا بهتر بگویم برای خودمان
برای تک تک واژه هایی که هستی شان وام دار توست
وامدار همان نگاه تو...
وامدار همان سکوت سرخ...
وامدار همان صدای.........عشق با جدايي نمي ميرد.
با بسيار با هم بودن شايد،
ولي با جدايي هرگز
خدا حافظ همین حالا
همین حالا که من تنهام
خدا حافظ به شرطی که
بفهمی تر شده چشمام
خدا حافظ کمی غمگین
به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که
منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خدا حافظ
نه اینکه رفتنت سادست
نه اینکه می شه باور کرد
دوباره آخر جادست
خدا حافظ واسه اینکه
نبندی دل به رویا ها
ببینی بی تو و با تو
همینه رسم این دنیا
www.windows-learning.blogfa.com
گرگ و بره
آدم ها بر دو قسم اند....
یا مادر زادی گرگ به دنیا می ایند و یا بره متولد می شوند!!
گرگ ها همیشه گرگ می مانند ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به گوسفندی تمام
عیار می شوند و یا یاد می گیرند چگونه گرگ شوند!
قسمت جالب ماجرا اینجاست که :
گرگ"بره زاده"حریص تر وخون ریز تر از گرگ"گرگ زاده"است،
زیرا که او از روی حقـــــــارت وکینـــــــه ونفـــــــــــرت می درد اما
گرگ "گرگ زاده" تنها به حکــــــــــــــــــم
عـــــــــــــــــــــــــادت!!!
پست های جدید رو توی این وبلاگها درج می کنم.سرسبز باشید: جان نثاری
وبلاگ های آموزشی:برای کارآموزان عزیزم:
کارمای نیک
متن باید حداکثر ظرف 96 ساعت از دستان شما به دیگری برسد. در آن صورت، شما خبری بس خوش دریافت خواهید کرد. این قانون برای همگان صادق است؛ با هر دین و مذهب و طرز فکری؛ حتی اگر شما اصلاً خرافاتی
نباشید و به این حرفها دل ندهید.
1- به خاطر داشته باش که
عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به
خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
3- این سه میم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای
4- به خاطر داشته باش دست
نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
5- اگر میخواهی قواعد بازی
را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
6- به خاطر یک مشاجره کوچک
ارتباطی بزرگ را از دست نده
7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران
آن خطا بردار.
8- بخشی از هر روز خود را به
تنهایی گذران.
9- چشمان خود را نسبت به
تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را
بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.
10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری
زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.
12- زیرساخت زندگی شما، وجود
جوی از محبت و عشق در محیط خانه و
خانواده است.
13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.
14- دانش خود را با دیگران در
میان بگذار. این تنها راه جاودانگی
است.
15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.
16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.
17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما
به هم سبقت گیرد.
18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
19- در عشق و آشپزی، جسورانه
دل را به دریا بزن.
متن بسیار زیبا از دکتر علی شریعتی
دوست داشتن برتر از عشق
… آتشهایی که می پزند، آتشهایی که می سازند ؛آتشهای سرد، خنک کننده ،خوب، پاک، روشن،نامرئی، . .. نیرو آن آتش عشق در خدا !! چه کسی به این پی برده است ؟ آتش عشق در روح خدا ، آتشی که همه هستی تجلی آن است ،آتش گرم نیست ،داغ نیست .چرا؟ نیازمندی در آن نیست ،تلاطم در آن نیست، نا استواری ، شک، تزلزل ،
تردید ،نوسان ، وسواس،اظطراب ... نگرانی ،در آن نیست، اما آتش است ،آتشین تر از همه آتشها .آتشی که پرتو یک زبانه اش آفرینش است، سایه اش آسمان است،جلوه اش کائنات است،گرده خاکستر نازک و اندکش کهکشانها است... چه می گوییم ؟!!!
این آتش عشق در خدا !یعنی چه؟آتش عشق که این جوری نیست ..... پس این آتش دوست داشتن است. آری.
آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف میزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !؟
نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نیست ، سرد نیست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نیازمندی ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسیدن ندارد،که یافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد...
فردا خیلی دیر است
همیشه دیر است و همیشه باید حساب کرد که فرصت نیست و هرگز سخنی را که میشود امروز گفت ، کاری را که میشود امروز کرد نباید به فردا گذاشت زیرا همیشه دیر است.
بر خلاف کسانی که مصلحت اندیش اند و می گویند هنوز زود است،من می گویم که همیشه دیر است.
هر کاری را که می خواهیم بکنیم کاری است که لااقل باید صدها سال پیش می کردیم.
بنابر این دیر شده هر کار که باشد ، این است که فرصت نیست کار امروز را به فردا بیافکنیم.
این روایت که فرموده اند : « برای دنیایت آنچنان کار کن که گویی همیشه زنده خواهی ماند و برای آخرتت آنچنان که گویی فردا می میری » چقدر عالی است .
به این معنا است که برای کارهای زندگی فردی و مادی و شخصی ات فکر کن که همیشه وقت هست اما برای کار مردم و آنچه که درمسیر اصالت کار و مسئولیت انسانی است - کار برای دیگران و جامعه و انسانیت - دستپاچه باش ، همیشه بیاندیش فردا دیگر نیستی.
این است که من همیشه حرف آخر را اول می زنم چون نگرانم اگر از اول شروع کنم و به مقدمه چینی و امثال اینها بپردازم دیگر به حرف آخر نرسم.
«دکتر علی شریعتی »
(چه باید کرد؟ ص ۱۶۰ )
چند وقتی بود یه سری مسائل باعث شد که از کتابایی که خیلی دوستشون دارم ، از وبلاگ هام ، از دوست داشتن هام ، و در کل از چیزهایی که با دیدنشون احساس می کردم قلبم آرومتر میشه فاصله بگیرم.
از امشب میخوام در کنار تموم اون وظایف و مسئولیت های شخصی که هر آدمی یه جورایی توی زندگیش لمسشون میکنه ، یه سری به کتاب ها و وبلاگ هام بزنم. امیدوارم شمام خوشتون بیاد .به قول دوستی: برگ سبزی ست تحفه درویش.
از امشب با شریعتی آغاز میکنم .اونی که گاهی آرزو می کنم کاش امروز بود تا شاید وضعیت فکری یه سری مردممون یه کم عوض میشد. حداقلش روشنفکر بودن رو ازش یاد می گرفتن. کاش شریعتی زمان بیاید تا شریعت دوباره زنده شود. به قول دکتر شریعتی: "شاید به زور بشه چیزی رو بدست آورد ولی به زور نمیشه نگهش داشت". وضعیت امروز جامعمون واقعا نگران کنندست.
خارج از این مسائل ،می خوام بگم که از امشب من مرتب وبلاگ رو آپدیت میکنم .با سخنان شریعتی عزیزم هم شروع میکنم.
اول از همه یه شعری هستش از دکتر که من خیلی دوستش دارم رو می نویسم و بعد چند تا از جمله هاش هست که باز به دل من خیلی نشست.
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
گاهی تمام حادثه از دست می رود
گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
در راه هوشیاری خود مست می رود
گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود
اول اگرچه با سخن از عشق آمده است
آخر، خلاف آنچه که گفته است می رود
وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
وقتی میان طایفه ای پست میرود
هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ
بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود..
و اما چند تا از جملات قشنگش :
وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)
دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )
اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی )
اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است (دکتر علی شریعتی)
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم (دکتر علی شریعتی
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد (دکتر علی شریعتی)
چند وقت پیش این کتابو خوندم و این پاراگرافشو خیلی دوست داشتم .این پاراگراف درست همونیه که آخر کتابش آقای مستور نوشته امیدوارم خوشتون بیاد.
اوايل کوچک بود يعني من اينطور فکر مي کردم . اما بعد بزرگ و بزرگ تر شد .آن قدر که ديگر نمي شد آن را در غزلي يا قصه اي حبس کرد .حجم اش بزرگ تر از دل شد و من هميشه از چيزهايي که حجمشان بزرگ تر از دل مي شود ،مي ترسم .از چيزهايي که براي نگاه کردنشان – بس که بزرگ اند – بايد فاصله بگيرم ، مي ترسم. از وقتي که فهميدم ابعاد بزرگي اش را نمي توانم با کلمات اندازه بگيرم يا در "دوستت دارم" خلاصه اش کنم ، به شدت ترسيده ام. از حقارت خود لجم گرفته است .از ناتواني و کوچکي روحم. فکر مي کردم هميشه کوچک تر از من باقي خواهد ماند . فکر مي کردم اين من هستم که او را آفريده ام و براي هميشه آفريده من باقي خواهد ماند.اما نماند . به سرعت بزرگ شد . از لاي انگشتان من لغزيد و گريخت. آنقدر که من مقهور آن شدم . آن قدر که وسعتش از مرزهاي "دوستت داشتن " فراتر رفت. آن قدر که ديگر از من فرمان نمي برد.آن قدر که حالا مي خواهد مرا در خودش محو کند. اکنون من با تمام تواني که برايم باقي مانده است مي گويم"دوستت دارم" تا شايد اندکي از از فشار غريبي که بر روح ام حس مي کنم رها شوم .تا گوي داغ را ، براي لحظه اي هم که شده ، بيندازم روي زمين. {حکايت عشقي بي قاف بي شين بي نقطه چاپ پنجم مجموعه داستان کوتاه مصطفي مستور.}
نوشتن بر خاک آسانتر و بر سنگ سخت تر است!
با انگشت بر خاک می نویسی و با تیشه بر سنگ ،
نوشته های خاکی میهمان اولین نسیم است
و نوشته های سنگی میهمان تمام تاریخ،
زندگی را بر خاک می نویسی یا بر سنگ؟
اینو فهمیدم که نباید خداحافظی کرد هیچ وقت. یعنی نمیشه خداحافظی کرد تا وقتی این دل سهم من است.
زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش از هر کران تا هر کران پیداست
ورنه
خاموش است و خاموشی گناه ماست.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار![]()
چه خوشبخت است آنکه کسی را دوست می دارد، عشق می ورزد. او بر روی این زمین، در میان این کوچه و بازار و انبوه سایه هائی که چون اشباح خیالی می گذرند، یکی را می بیند. احساس می کند که درمیان این خلوت خالی، یکی وجود دارد. هرجا او نیست، کسی نیست، هیچکس را نمی بیند، تنهائی است و خلوت و تعطیل!
هر جا او هست، جمعی هست، شلوغ و بیا و برو. دراین کویر خلوت، سایه ی دهی و صدای پای آدمیزادی را می بیند و می شنود.
اما من که احساس می کنم زمین متروک شده است و شهر خلوت و خانه ها خالی!
که بتم را آشوریان در آن فاجعه ی شوم ربودند و بتخانه ام را ویران ساختند، به وحشت افتاده ام، ازهراس این خلوت سرد، این غربت ساکت، می گریزم.
تنهائی مرا بستوه آورده است. به خود پناه می برم
راست است سخن اوپانیشادها: "در بیرون خبری نیست. هر که به بیرون چشم بدوزد در انتظار خواهد ماند و خواهد مرد. به خود بازگرد، در آنجا همه چیز خواهی یافت، زیرا همه چیز آنجا است. بیرون ظلمات است. از این چشمه ها جز رنج نمی جوشد"
*دکتر علی شریعتی*